على محمدى خراسانى

395

شرح مكاسب (فارسى)

« يعتك هذا المال على ان يكون ارزاً » كه به عنوان برنج بودن مىفروشد ولى بعداً معلوم مىشود كه گندم است ، يا به عنوان عبد جشى بودن مىفروشد ولى بعداً معلوم مىشود كه حمار وحشى است و وصف برنج بودن ذاتىِ برنج است چه اين كه عبد جشى بودن مقوّم عبد ، است در اين فرض ، تخلّف وصف يا شرط موجب بطلان مبيع است زيرا عرفاً معقود عليه ( برنج و عبد حبشى ( غير از مال موجود در خارج ( گندم‌و حمار وحشى ) است ، پس آنچه متعلّق عقد است اصلًا وجود خارجى ندارد تا وفاى به آن لازم باشد و لذا مىتوان گفت : « ما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد » و عقود هم تابع قصود است . 2 - او صافى كه از اعراض مفارقه هستند و خارج از ذات و حقيقتِ مبيع هستند و مقوّم مبيع نيستند ، مثل وصف خياطت ، كتابت و . . . براى عبد ، يا وصف چاقى ، لاغرى و . . . براى گوسفند ، اين گونه از او صاف اگر در متن عقد ذكر شوند و شرط مذكور باشند و يا معامله را با بناگذارى بر آنها انجام دهند و بعداً كشف خلاف شود ، معامله باطل نيست زيرا عرفاً معقود عليه همين عبد يا غنم خارجى است و وفاى به عقد صدق مىكند و البته على القاعده بايد حكم به وجوب وفا مىكرديم ( چنان كه علّامه گفت ) ولى از آنجا كه فوات اين او صاف ، براى مشترى ضررى است و خودش هم عالماً عامداً به اين ضرر اقدام نكرده لذا به حكم قاعدهء لاضرر ، حق‌الخيار دارد ، پس حكم به صحّت معامله بجا است و حقّ الخيار داشتن هم بجا است .